درباره من

دوره نوجوانی تا ورود به دانشگاه


زندگی کاری من از زمانی که پنجم دبستان بودم با کار در مغازه شیرینی فروشی شهرک امام خمینی(ره) در تابستان ها شروع شد.
به یاد دارم راس ساعت مشخصی در مکان مذبور آماده می شدم (معمولا هشت صبح) و کلیه اقدامات لازم برای آب‌ و ‌جارو کردن مغازه و گرد‌گیری قفسه ها و کالاهای بسته‌بندی شده را انجام می‌دادم تا صاحب مغازه در محل حاضر شود.
بنده و صاحب کارم به فروش شیرینی، خشکبار و آجیل می پرداختیم و در خلال راه انداختن مشتری ها و سپری شدن روزهای کاری، ایشون که آقای بازارچی نام داشتند تجربیات ارزشمندی در خصوص نحوه مشتری مداری، ارتباطات درست، مدیریت دخل و خرج، چیدمان قفسه ها و…. به من انتقال می دادند.
اکثر تابستان های عمرم تا قبل از ورود به دانشگاه در این شیرینی فروشی گذشت. علاوه بر درآمدی که هر چند اندک بود، نکات آموزشی بسیاری از صاحب کارم دریافت می کردم و همیشه سعی می کردم با ارائه ایده هایی که در ذهن دارم شرایط درآمدی مغازه را بهبود ببخشم.
ایده هایی همچون ساخت وبلاگ یا وب سایت شیرینی فروشی، ساخت آلبوم مرتب و منظم برای انتخاب کیک، ساخت کلیپ و آموزش شیرینی پزی در سایت و ارائه خواص و ویژگی های محصولات و… ارائه شد که کم و بیش به آن ها توجه شد و کارهایی را انجام دادیم. همه این کارها از روی نیروی جوانی من با دانش آن روزم پیگیری می شد.

(این تنها برشی از زندگی قبل از ورود به دانشگاه بنده بود قبل از سال 1392)

دوره دانشگاه تا قبل از سربازی


داستان شرکت آموزشی دانشجویار
تقریبا آخرهای سال 1393 طی گفت‌وگو با یکی از دوستان هم خوابگاهی دانشگاه بناب به نام آقای امیر یاوند حسنی ترغیب به تدریس در سایت آموزشی دانشجویار شدم.
بعد از اتمام نیم سال دوم تحصیلی مقدمات لازم برای انجام این کار رو محیا کردم که کارهایی مثل ارتباط گیری با مدیر سایت جناب آقای دکتر صادق پاسبان، ارائه موضوع تدریس، مدت زمان تقریبی دوره و ایجاد اعتماد، آماده سازی محتوا، آماده سازی اسلاید ها، آماده سازی جزوات مورد نیاز، خرید ابزار برای ضبط دوره را می توانم اشاره کنم.
اولین دوره آموزشی ضبط شده را با عنوان تحلیل و طراحی سیستم نرم افزاری انتشار دادم و درآمد آن را دریافت کردم و همین طور 6 دوره آموزشی دیگر را نیز تدریس کردم. روزهای بسیار خوبی را در دانشجویار سپری کردم. در قسمت نظرات دوره ها به سوالات دانشجویان پاسخ می دادم و سعی می کردم آنچه را که از طریق دانشگاه و تجربیات همکاری با دوستانم برای انجام پروژه ها به دست آورده‌ام را انتقال دهم.
این میل به آموزش فکر نکنم در من خاموش شود و حتما در طول عمرم در این حوزه فعالیت و کار خواهم کرد.

آشنایی با دنیای بازاریابی توسط تدریس دکتر هومن عطار
طی گشت و گذاری که در اینترنت داشتم به صورت اتفاقی با آموزش های دکتر هومن عطار که در دانشگاه امیرکبیر ضبط شده و در مکتب خونه قرار گرفت بود مواجه شدم.
بسیار از نحوه بیان ایشون لذت بردم و محتوا هم برایم جذاب بود.
همین دلیل کافی بود که این سری آموزشی که 11 قسمت داشت و در مجموع 23 ساعت آموزش بود را چندین بار مشاهده و نکته برداری کنم و حتی تمارین یا مقالاتی که استاد اعلام می کرد که برای دریافتش به من ایمیل بزنید را نیز پیگیری می کردم.
ایشون یکی از افراد تاثیر گذار در زندگی من بودند که من را با دنیای جذاب بازاریابی آشنا کردند. پایه ریزی این علم در ذهن من دانشجوی مهندسی نرم افزاری از طریق ایشون بود و در کل تحصیلات دانشگاهی همیشه سعی می کردم آنچه یادگرفتم را به اجرا برسانم.

شرکت در استارت آپ ویکند تبریز
دقیقا آن روز که مهندس سعید حبیب پور برای استارت آپ ویکند شهید مدنی تبریز با من تماس گرفت را به یاد دارم. به یاد دارم که ایشون لطف کردند و گفتند تقریبا می تونی 20 نفر رو از دانشگاه به این رویداد دعوت کنی. من هم شروع کردم به لیست کردن دوستان دانشگاهی. بعد از اینکه لیست تکمیل شد با هر کدام از دوستان صحبت کردم و اکثرا برای حضور در این رویداد مشتاق بودند.
اطلاعات مناسبی از این رویداد نداشتم. با جستجو در وب به اطلاعاتی رسیدم که به من برای شرکت در این رویداد بیشتر انرژی می داد.
داستان همکاری با شرکت داده پرداز مغز های متفکر هم در این رویداد شکل گرفت.

داستان شرکت داده پرداز مغز های متفکر

از طریق استارت آپ ویکند شهید مدنی با جناب آقای ساسان سلام زاده آشنا شدم. این آشنایی باعث شد که به شرکت ایشون در دوران دانشجویی رفت و آمد کنم و همین باعث شکل گیری همکاری در نوع کارآموزی بازاریابی و فروش پیش بیاید.

داستان شرکت مشاوران بازار کارآمد
از طریق شرکت در گروه های کاربردی با موضوعات مدیریت کسب و کار و بازاریابی و… در تلگرام با کانال مشاوران بازار آشنا شدم.
بعد از پیگیری های مطالب کانال بسیار مشتاق شدم که با مدیر کانال ارتباط بگیرم.
همین باعث شد که یک مصاحبه کاری با ایشون تنظیم کنیم. اتفاق های بسیاری در دو روز قبل از زمان قرار مصاحبه کاری افتاد( هم خوش و هم تلخ).
خلاصه با تمام شیرنی ها و تلخی ها دو روز قبل از مصاحبه کاری در مکان شرکت حاضر شدم و به عنوان کارآموز در بازاریابی پذیرفته شدم.

داستان ایده استارت آپی تله بازاریابی
یک روز که به شرکت مشاوران بازار کارآمد رفتم از طریق مدیر عامل این مجموعه جناب حسین اشراقی با استادی به نام علی محمدی آشنا شدم.
تقریبا 1 ساعتی را در خصوص ایده ای که داشتند با یکدیگر صحبت کردیم و سایتی که برای این ایده بالا آورده بودند رو بررسی کردم.
از این ایده بسیار استقبال کردم و تقریبا به مدت یک سال در زمینه های مختلف پیشبرد ایده جناب محمدی حضور داشتم.

دوران سربازی


21 ماه از عمر بسیار ارزشمند را در ارتش جمهوری اسلامی ایرانی گذراندم.
با اینکه تجربیات مختلفی به دست آوردم و دوستان جدیدی پیدا کردم اما در کل این مدت در راستای ایجاد مهارت و کسب تجربه کاری دست آوردی نداشت.

کارهای مثبتی که در دوران سربازی انجام دادم مطالعه کتاب های مختلف با موضوعات رمان، کسب و کار و گوش دادن به پادکست های صوتی رادیو فول استک سکان اکادمی بود.
در اواخر دوره سربازیم به دلیل ایجاد یک جو دوستانه خوب در بین سربازان و اراشد بود بازی جذاب شهروند و مافیا را در آسایشگاه سربازی انجام می دادیم.

اگر بخواهم جمع بندی کنم درسته خود من کتاب هایی را خواندم، پادکست هایی رو گوش کردم، بازی کاربردی شهروند و مافیا را انجام دادیم اما هیچ استفاده ای از رشته تحصیلی و کسب مهارت و تجربه در برنامه سربازی نبود و همین یعنی بیهودگی…

همین باعث می شود که عنوان کنم سربازی بی فایده ترین دوره از عمر یک پسر است.

دوران پسا سربازی


از 1 بهمن 1399 که خدمت مقدس سربازی اجباری را به اتمام رساندم، سعی کردم به شور، اشتیاق و انرژی دوران قبل از سربازی برگردم و به‌مرور توسعه‌اش بدهم. این روزها برنامه‌ای که برای خودم به‌صورت روزانه ریختم به شرح زیر است.

1- هر روز صبح مطالعه 50 صفحه از کتاب یا مطالعه کتاب به مدت 50 دقیقه

2- شرکت در دانشگاه مجازی متمم و پیگیری جدی دروس رشته MBA و توسعه مهارت‌های فردی

3- تلاش برای ساخت قلمرو مجازی با نگرش مؤثر بودن در کسب‌وکارها در زمینه محتوا و بازاریابی دیجیتال

4- دیدن مستند، فیلم و سریال‌های مناسب در خصوص روانشناسی و کسب‌وکار + بعضی از اوقات طنز

5- تکرار 4 مرحله قبل تا رسیدن به ساعت 11 شب و خوابیدن

دکمه بازگشت به بالا